بار اولی بود که به رستوران می آمد، از شلوارکی که در این هوای سرد به پا داشت حدس زدم ساکن همین اطراف باشد، شاید یکی از همین برجهای رو به رو. نمی دانم چشمانش را روزی چندبار آب می داد که این چنین سبز بود دراین پاییز قرمز. لبخند که می زد، قسمت بزرگی از ردیف دندانهایش بلوای سفیدی بود. از بس خیره بودم نفهمیدم چی سفارش داد. لهجه اش اصیل بود و حین حرف زدن دهانش کمتر از معمول باز می شد و موقع خنده بیشتر. آرزو می کردم بماند و غذایش را همینجا بخورد. غذایش را گرفت و نشست جلوی یخجال نوشیدنی ها. پاهای پرمویش در ناحیه ماهیچه پشت ساق دیوانه ترم می کرد. وقت مناسبی بود که یخچال را پر از نوشیدنی کنم که بیشتر داشته باشمش از همان داشتنها که هیج وقت مال تو نیست و دل خوشی به ثانیه ها.
دو روز بعد که آمد ته ریشش اصلاح شده بود و کت و شلوار به تن داشت. غذایی متفاوت سفارش داد و گفت که باید تمام غذاهای اینجا را تست کند. لبخندش ناجوانمرد بود و مردانه می کشت. مثل همیشه-همین مواقع- سعی کردم سوتی ندم و قسمتی از سس را بدرقه ی کت و شلوارش کردم. خندید و گفت که مسئله ای نیست و می خواسته بشویدش و دست دست می کرده و بانی خیر شدم و سرخ شدم و سعی کردم بخندم و … نگاهم روی حلقه اش متوقف شد. فهمید و گفت که دفعه بعد باید با همسرش بیاید تا او هم غذاهای خوب اینجا رو امتحان کند.
با همسرش که آمد رفتند گوشه ی رستوران نشستند، پشت به من و من قسمتی از راه را تا خانه پیاده رفتم و ام پی تری گوش دادم.
فقط تونستم سرم رو تکون بدم از اون تکون کوچیکها که یعنی همینه دیگه برای منم اتفاق افتاده
بعدشم دقت کردم دیدم دهنم کج شده از لج این بازیهایی که می خورم/می خوریم
آره خیلی خوبه! خیلی!
فقط اینجور مواقع یه سکانس اره برقی هم می خواد تا علیا حضرت رو مورد عنایت خاص قرار بده! (لول)
می دونی سعید؟ یه جای کار ایراد داره و من این ایراد رو به خودمون وارد نمی دونم. مهم نیست اونا تو اکثریتن! ما قادر به درک چیزی هستیم که اونا نیستن..
…
در ضمن! دلم نمی خواد 20 بار بیام اینجا و ببینم که هنوز آپ نشده!
من کمتر جایی رو اینطور مداوم سر می زنم ولی به اینجا بدجوری وابستم. یه حس نوستالژیک داره برام. خب؟
قول می دم بیشتر می نویسم رو قولم حساب کن
این صحنه باید هی تکرار بشه که بفهمونه تفاوت رو. شایدم از اولش قرار بر این بوده و ماها بی خودی می خواستیم صحنه رو عوض کنیم. شاید اینم یه لذتیه که اکثریت ازش محرومن.
باز خوب ه تو می تونی چهار کلمه با طرف حرف بزنی؛ یکی اومده بود مهمون واسه ی هم-ونه ام، به غایت زیبا. و من نزدیک بود حقوق ماهیانه ی یه دلقک سیرک رو بگیرم؛ فقط لطف کرد و نگفت حمله هایی که من به کار می برم اصلا فعل ندارن؛ این رو از جمع شدن چشماش فهمیدم که وقنی داشتم حرف می زدم اون جوری می شدن چشاش که یعنی دقت می کرد یه معنی ای از حرف های پراکنده ی من بکشه بیرون. ولی به غایت زیب ها.
زیبا من و همیشه یاد یکی از شعرای یه کسی می اندازه؟ چند وقته شعر نخوندم ( سه سال )
يه حسي داريم كه بعضي وقتا دوست داريم اوني رو كه ميبينيم مثل خودمون باشه ولي خيلي وقتا طرف ميره و با زنش بر ميگرده !
متاسفانه
كاري نميشه كرد ! همون بهتر كه قدم بزنيم و ام پي تري گوش بديم !
من که می دونستم. یکی دیگه بنویس. هاهاها
در اوج هیجان شروع یک رابطه و دل دادگی همیشه پای یک زن در میان است
اه اه اه اه از این زنهای مزاحم
(بهترم سعید جان ممنون)
چشمانش را روزی چندبار آب می داد که این چنین سبز بود
لبخندش ناجوانمرد بود و مردانه می کشت.
قسمتی از سس را بدرقه ی کت و شلوارش کردم.
mesle hamishe tabire javab va por keshesh matne kootah va besiyar khandani tabrik migam
besiyar lezat bordam va arezooye roozi ra daram ke az nazdik bebinamet va dar aghooshet bekesham
boos N ta
ممنونم رفیق امیدوارم هر چه زودتر ببینمت
سلام دوست من
کاملا حستو درک میکنم چونکه برای همه ما این مساله اتفاق افتاده ولی من نظرم همیشه این بوده که مسیر رسیدن لذتش بیشتر از خود رسیدن هست، همین نگاه کردنها و رد و بدل شدن نگاها حس قشنگی دارند.
از لطف و محبتت نسبت به من ممنونم عزیز.
به خاطر چشما و صدای پر از مهرت سعی میکنم دوباره مثل قدیم بنویسم.
منتظرم آ
حداقل برای جبران کثیف کردن کت او تخفیف می دادی.
با سلام به تو دوست خوب و همجنس گلم ….
وب زيباتون رو لينك كردم منتظر تبادل لينك از جانب شما هستم
به اميد آزادي همه ياران همجنس و بي قرار
ممنونم
salam nazar man kojast
شرمنده دیر شد
دوست گرامی.. با نوشتن مطلبی در خصوص ترنسکشوالها به دیگران در شناختن و درک آنها کمک کنید تا با هم گامی در جهت مبارزه با ترس و نفرت از ترنسها برداریم.
روز ترنسفوبیا (29 آبان) را بیاد داشته باشیم.
با احترام و سپاس
It was soooo… fucking beautiful.
نمی دنمیدونم ،در کل، از خوندنش بیشتر خندیدم یا غمگین شدم.
iIt was brief and laconic but profound, and it’s what I like about your writing