آدمی

منتشرشده: 22/09/2009 در مینیمال

گفتم آن سیب سرخ را بچینم

تا نگویی «آدم» ی نبود

میان این همه آدمی

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. مهرداد می‌گوید:

    اين يكي رو تازه ديدم و تازه همين امشبم كلش رو خو ندم. چقدر حس‌ّ شرم و سرخ شدن تا بنا‌گوش لذت‌بخشه! آخ كه وقتي از اين هم جلوتر بره و بهت بگه من عاشقتم و تو دقيقا نفهمي كه منظورش چيه!!!! (آخه اون سومه و تو اولي؛ البته راهنمايي!) سعيد بوسسس.
    راستي دعوت شدي به بازي. لطفا نگا به اين آدرس:http://mani4lgbt.wordpress.com

  2. حمید پرنیان می‌گوید:

    چیدن هیچ موقع مقدمه ی خوردن نیست؛ چیدن می تونه مقدمه ای برای هدیه دادن هم باشه. … بازی با اسطوره ها و رمزها رو دوست دارم.

  3. امین می‌گوید:

    مهم اونجاس که بدونی حوٌای «آدم» ی کی یا چی بوده !!!

  4. کاوه می‌گوید:

    ولی حیف که خدا اومد و به زور سیب رو از دست «آدم» حسابی ما گرفت و به اونی که خودش فکر می کرد «آدم»ه تعارف کرد. تا اونم از دستش بگیره و بعد هم خدا بگه یادم تو را فراموش و بعد پرتش کنه یه جای دور. و تا الان هم این بازی مسخره رو کش بده.
    میگم از اون زمان هم ما شانس نداشتیم! سیب سرخ همیشه نصیب اکثریتی بوده که همه دوست دارن بازیشون بدن. ما هیچ وقت تو هیچ بازی ای نبودیم. از همون اول!

  5. جواد می‌گوید:

    یاغی بودم.

  6. پویا می‌گوید:

    این یعنی خود آدمی

  7. خرمگس می‌گوید:

    قبل تر ها فکر می کردم برای اینکه خودم بشوم باید به پدرم احترام بگذارم چون اوست که تغییر و اصلاح جایگاه سوبژکتیوی من رو مشخص می کنه ولی الان در حال تحلیل ایده قبلی خودم هستم
    پدر…آدم
    همون که برای رسیدن به آدم بودنمون با احترام به اون هی به تبعیت ازش سیب می چینیم
    جابجایی کلمه ای به کلمه دیگر
    با چیدن سیب به سبک آدم چیزی را قربانی می کنیم تا به وضعیتی جدید برسیم
    و سوال اینجاست که آیا آنچه قبل از چیدن سیب داشتیم مقامی شامخ نسبت به آنچه بعد از آن بدست می آوریم یا می شویم نداشته؟
    آنچه که بدست می آوریم انگار در بعد سمبولیک چیزی بسیار بی کفایت و بی مقدار است و نام آن کاملا بی اثر
    من در این متن حفره ای می بینم به جای آن چیزی که قرار بوده بعد از چیدن سیب بدست آید

  8. رامین می‌گوید:

    سلام سعید پارسای عزیز دوست من
    رامین هستم صاحب وبلاگ عشق من به تو در بلاگفا
    این وبلاگ به خاطر مسئله ای بسته شد و من به پرشین بلاگ سفر کردم
    دوست دارم دوستی با تو رو در وبلاگ جدیدم ادامه بدم و از مطالب هم استفاده کنیم
    تو هم اگر با نظر من موافقی آدرس جدیدم رو تو لینک دوستانت تغییر بده و در وبلاگ جدیدم یه پیغام بزار
    در ضمن
    اسم من به حاج پسر تغییر کرده
    منتظر حضورت هستم
    زود بیا

    http://www.4bahman87.persianblog.ir

  9. sepehr می‌گوید:

    mı khoonamet

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s