بیش از فاصله

منتشرشده: 23/12/2009 در روزگارنوشت

صورتم را اصلاح می کنم، وقتی که رسمن حوصله ی کار دیگری نیست. هم کاری کرده ام و هم دیگر با طالبان اشتباه نمی شوم. خمیر، تمام صورتم را سفید کرده، یاد خواهرم میفتم که دکلره می کرد، خنده ام می گیرد و یادم می آید که دلم تنگ است، صدای زنگ تلفن که می آید در حمامم، کل روز را منتظر زنگی بودم که ترانه ای ترکی انگلیسی است و فقط در همین 5 دقیقه که دوش می گیرم، باید زنگ می خورد و شماره ای نیست که تماس را پاسخ دهم. خنده ام می گیرد از این سادیسم مرموز کائنات. می دانم چه می گذرد یا حداقل فکر می کنم که می دانم. آشنایم با این احساس که ممنوعش زیباترست. دوش را سراسیمه رها می کنم. خیسم و عریان .به تلفن که می رسم تنها پیغامی مانده است و فاصله ای بیست و یک روزه.

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. جواد می‌گوید:

    چقدر چقدر چقدر خوب خوب خوب مینویسی مینویسی بنویس…

  2. عليرضا می‌گوید:

    عيبي نداره ! ماهي يه بار بنويس ! ما هم ماهي يه بار ميايم نظر ميديم !

  3. hairy man می‌گوید:

    سلام
    من هم از شما ممنونم دوست خوب و قدیمی من تز اینکه شما هم هستی من خوشحالمبا اجازه شما رو لینک کردم

  4. زاگروس می‌گوید:

    میگم یه گوشی واتر پروف بگیر که بتونی با خودت تو استخرم ببری. ها ها ها.

    ….در ضمن به فکر اون بیچاره هم باش ! شاید تمام روز دنبال یه فرصت مناسب می گشت که بهت زنگ بزنه وصداتو بشنوه…

  5. خرمگس می‌گوید:

    خوب من همیشه با خودم گوشی رو می بردم حموم می ذاشتم
    الانم که اصلا کسی زنگ نمی زنه که آهنگ خاصی داشته باشه بازم می برم

    • سعید پارسا می‌گوید:

      خوب حموم من اونقدر بزرگ نیست که بشه گوشی و برد یعنی میشه اما حتمن خیس میشه. و اینجا واسه اینکه یه دستمال رو ال سی دی گوشی ت بکشن 70 تا ازت می گیرن ، چه برسه به اینکه خدایی نکرده خدایی نکرده گوشیت خراب بشه.

  6. هرمزد می‌گوید:

    خب وقتي معلومه كه پاي تلفن كيه و چي ميخواد بگه و صداش چطوريه و احساسش چيه ديگه چرا واسه برداشتن گوشي اينقدر هولي ؟؟؟

    تازه همون نتيجرو وقتي كه پيغام رو ميگيري داري

    تازه …

    اوه …..

    • سعید پارسا می‌گوید:

      می دونی شاید حرف تو هم درست باشه یعنی حتمن برای خودت لااقل صدق می کنه که نوشتی … آدم ها متفاوتن منم گاهی هول میشم.

  7. حمید پرنیان می‌گوید:

    اگر چه می شه از این جور اتفاق ها پیش گیری کرد اما همین که انسان می دونه داره چه اتفاقی می افته و سعی می کنه اون رو زیباشناختی تنظیم اش کنه. نمی دونم چرا، اما من همیشه وقتی می رفتم حرم امام رضا، دوست داشتم بلد نباشم راه ها رو، پیچ و خم ها رو، گم بشم. … آدم ها گاهی لذت خودشون رو، لذت اجتماعی خودشون رو می سازن، با تصوری که خودشون از اتفاق ها دارن اون اتفاق ها رو شکل می دن. می دونی سعید! همین که این اتفاق انسانی-وبلاگی ه نشون می ده که برای تو و برای من جذاب و شیرین بوده، با همه ی تلخی اش؛ تو وضعیت رو انسانی کردی یا همین دنیا وضعیت تو رو انسانی کرده. … چرت گفتم باز هم. بوس

    • سعید پارسا می‌گوید:

      گاهی وقتا نمیشه حمید عزیز باور کن. گاهی وقتا مثل همین مسیری که تا حالا هر کسی طی کرده یه وقتایی بوده که تصمیم نئگرفته فقط انجام داده . لااقل واسه من که اینجوری بوده.

  8. کاوه می‌گوید:

    یعنی چی هرمزد؟!
    یعنی تو تمام احساسی که تو صدای زنده نهفته ست تا باهات تعامل کنه رو با یک پیغام روی دستگاه برابر می دونی؟ یعنی اشتیاق آدما نسبت به همدیگه رو بی مورد می دونی صرف اینکه حدس می زنی طرف کیه و چی می خواد بگه و احساسش چیه؟ باورم نمی شه اینطوری فکر می کنی!
    پس می ذاری تماسی که برای توئه و بخاطر تو برقرار شده بره رو دستگاه چون اهمیت چندانی برای طرف و احساسش و حرفاش قائل نیستی و اینا رو یه مشت حرف تکراری می دونی که شنیدنش و نشنیدنش فرق زیادی برات نداره؟ یعنی اون صدا مثل یه صوت مکانیکیه که احساسی رو تو وجودت ایجاد نمی کنه و روحی رو به تکاپو نمیندازه؟ واقعا خوش به حال کسی که دوسش داری!
    من عاشق کسی ام که اینطور خیس و عریان می دوه سمت تلفن تا حتی شده یه لحظه زودتر این فاصله ارتباطی رو کم کنه. اون صدا می تونه خود زندگی باشه. شاید برای این به قول تو هول بودن نباید دنبال دلیلی تو بیرون گشت. دلیلش تو وجود خودته اگه داشته باشیش.
    این سادیسم مرموز کائنات رو خیلی خوب درک می کنم. این روزا حسابی گرفتارشم.
    سعید انقدر صدا صدا کردم که یادم رفت بگم دلم برای خوندن پستهای همراه با صدات تنگ شده. ایکاش یکیشو برام بذاری. شاید از این حال و هوا بیام بیرون…

  9. سعید پارسا می‌گوید:

    کاوه عزیز چشم حتمن همون شب که نوشتی جون کندم که صدامو ضبط کنم اما کامپیوتره یه مرگش هست اما قول میدم. رو قولم حساب کن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s