نمی گم خدافظ ولی …

منتشرشده: 12/04/2011 در روزگارنوشت

می دونی (د) به نظر من، بدترین اتفاق وبلاگی چی می تونه باشه (البته بعد از ف ی ل ت ر ی ن گ): اینکه خواننده(ها) و نویسنده(ها) ی وبلاگ هم و بشناسن… چونکه از یه طرف نویسندهه خیلی وقتا نمی تونه حرف دلش و راحت بزنه و دچار خودسانسوری میشه، و از طرف دیگه خوانندهه هم حرفای صاحب وبلاگ و خیلی جدی نمی گیره! اینجوریه که شوق نوشتن آدم به صفر و زیرش می رسه. به امید نوشتاری دوباره…

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. حمید می‌گوید:

    پسر، خودت باعثش شدی. الان دیگه با شبکه های اجتماعی، همه چی به همه چی وصل شده. جم بخوری آمارتو می دن. اگه این طور می خوای باید خیلی حواست جمع باشه.

  2. arad می‌گوید:

    منم موافقم. ولی واسه اونایی که نمی شناسی بنویس.

  3. علی می‌گوید:

    میگم وقتش نرسیده وبلاگ تو دوزبانه کنی؟

  4. پسمل تهنای خسته می‌گوید:

    به نظر من بدترین اتفاق واسه یه وبلاگ مرگه!!! حتی بدتر از فیلترینگ و نداشتن بازدید کننده!
    به قول سهراب من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد وقتی میرم توی وبلاگ دوست هم احساسی و می بینم که ماه هاست وبلاگش به روز نشده…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s